پشتیبان ولایت فقیه باشید تابه مملكت شماآسیبی نرسد.امام خمینی/ماباولایت زنده ایم.تازنده ایم رزمنده ایم

یاد باد آن روزگاران یاد باد

شنبه 17 اسفند 1392 01:26 ب.ظ

نویسنده : برجمال محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد

اسلایدر




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

یادوخاطره شهدای فصل بهار ینگجه بر شما دلیرمردان وشیرزنان قهرمان پرور دیارماهرخ کوه گرامیباد.

سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 05:32 ب.ظ

نویسنده : برجمال محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
ارسال شده در: سرباز شهید علی غلامی ، جهادگرشهید علی اكبر صفری ، دانش آموزشهید محمد شوشتری ، پاسدارشهید مهدی شوشتری ، دل نوشته ها ،
بسم رب الشهدا
     http://fupload.ir/images/ro8my4xmhpw8hqwc5sw.gifhttp://fupload.ir/images/ro8my4xmhpw8hqwc5sw.gif
شهید علی غلامی
اولین شهید سبکبالی که گلزار شهدای ینگجه را با عروجش عطرآگین نمود

http://fupload.ir/images/sn14n4radcd7w205p7vz.jpg

                        http://fupload.ir/images/3itwburjgve99ly9eph7.gif
شهید محمدشوشتری

دومین شهید ینگجه واولین شهید نوجوان داش آموز که باآسمانی شدنش خیلی ها رادرصف سبکبالان برد

http://fupload.ir/images/e94l1wt07lll1uhs3kx9.jpg
                                 http://fupload.ir/images/3itwburjgve99ly9eph7.gif
جهادگرشهید علی اکبر صفری          سنگرسازبی سنگر
http://fupload.ir/images/mqdapais12uhmk6wmv25.jpg

                                 http://fupload.ir/images/3itwburjgve99ly9eph7.gif
شهید مهدی شوشتری
غواص دلیری که حماسه های عملیات در آب را به خوبی به پیروزی رساند.
http://fupload.ir/images/jsjxuxy96tsn2rbcjck.jpg
http://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gifhttp://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gifhttp://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gifhttp://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gifhttp://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gifhttp://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gif
http://fupload.ir/images/u1ys4zpa28fam3wv27.gif
http://fupload.ir/images/v9wa52mpk1w28fqgzpf5.gif
http://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gifhttp://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gifhttp://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gifhttp://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gifhttp://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gifhttp://fupload.ir/images/yh3lxt719y8pecje1ex.gif

ای شهیدان!

از همان لحظه ای که تقدیر ما را از شما جدا کرد تاکنون یاد شما، خاطره های دنیای پاک شما،امیدحیاتمان گشته، ما به عشق شما و به امید وصل کوی شما زنده ایم.

 ای شهیدان!
از همان لحظه ای که تقدیر ما را از شما جدا کرد تاکنون یاد شما، خاطره های دنیای پاک شما،امیدحیاتمان گشته، ما به عشق شما و به امید وصل کوی شما زنده ایم.
اما شما، علی الظاهر دلیلی ندیدید که اوقات پر ارجتان را صرف ما کنید. چه بگوئیم؟ راستی چگونه حرف دلمان را فریاد کنیم که بدانید برما چه می گذرد؟

مگر خودتان نمی گفتید که ستون های شب عملیات، ستون گردان نیست؛ ستون، عشق است؛ ستون دل های سوخته ای است که با خمیرمایه ی اشک و سوز ولایت ودر خیمه های امام حسین(ع) وفاطمه الزهرا(س)به هم گره خورده اند.

پس چرا؟ چرا؟

هیچ سراغی از ما نمی گیرید؟ با اینکه تمام روز و شب ما برشما عیان است، تمام ناگفته هایمان را می دانید، تمام نا نوشته هایمان را می خوانید، تمام پنهان و کردارمان را می بینید!
اگر قطره  اشکی آرام آرام به دور از چشم های نامحرمان برگونه هایمان می لغزد شما می دانید چه خاطره ای ناگهان از ذهن ما گذشته و آسمانش را ابری کرده.
اگر در برابر ناکسانی که آرزوی گریستن ما را دارند به مصلحت لبخند می زنیم، شما خوب می دانید این لبخند معجزه  آتش سوزانی است که در فضای قلبمان برگرفته است.

*شما ما را خوب می شناسید
اگر به غروب علاقه داریم، خوب می دانید چرا؛ اگر به هوای ابری ، می دانید چرا؛ اگر به چادر شما، می دانید چرا؛ اگر به سنگ، شما می دانید؛ اگر به خاک، اگر به آب، اگر به رودخانه، به دشت، به کوه، نمکزار، شما می دانید چرا؛
شما از راز دل ما آگاهید، اگر به قامت رعنایی خیره می شویم، شما می دانید به یاد که ایم. اگر به عمق بیابان ها می نگریم شما می دانید به دنبال چه ایم. اگر به امید رویایی سر بربالین می گذاریم شما می دانید به فکر که ایم. اگر به بلندای کوهی خیره می شویم شما می دانید قصه، قصه ی دیگری است. اگر به حرکت خرامان موجی چشم می دوزیم شما می دانید قضیه، قضیه ی دیگری است.
آری شما ما را خوب می شناسید، شما ما را خوب می بینید، چون همه ی زندگی ما دفتر ورق پاره ایست که بارها و بارها از بَرَش کرده اید!

..................................
آری شهدای عزیزما
اون جوان هایی که هم سن ما و یا حتی کوچکتر بودن پرای چی  زندگی خودشون رو فدای جنگ و مقاومت دفاع از این سرزمین کردند.برای عزت.سربلندی اسلام ناب محمدی .برای اینکه سر مسلمانان بالا باشد وایران افتخاری برای هر مسلمان در سراسرگیتی ماندگار شود. وماندگار بماند.

به امید روزی که برای گرامیداشت بزرگ مرد هاوپهلوانان واقعی دبارمان. این شهدای عزیز همه  ما گامی حتی کوچک در  معرفی آنها به دیگر نسل ها برداریم و سپاس گذار آنها باشیم.که هرچه داریم ودارید.ودارند همه مدیون خون پاک شهداست. پس شهدا را فراموش نکنیم




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: یادوخاطره شهدای فصل بهار ینگجه بر شما دلیرمردان وشیرزنان قهرمان پرور ماهرخ کوه گرامیباد. ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 07:12 ب.ظ

مردان اسمانی (*شهدا دعا داشتند،ادعا نداشتند* *نیایش داشتند،نمایش نداشتند* *حیا داشتند،ریا نداشتند* *رسم داشتند،اسم نداشتند*

شنبه 23 فروردین 1393 12:58 ب.ظ

نویسنده : برجمال محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
ارسال شده در: دل نوشته ها ، نجوا خودمانی با ایثارگران وشهدا ، 8 سال دفاع مقدس ،

*شهدا دعا داشتند،ادعا نداشتند*

*نیایش داشتند،نمایش نداشتند*

*حیا داشتند،ریا نداشتند*

*رسم داشتند،اسم نداشتند*

ولی حالا ما ها چی !!؟؟؟ همه ریا.ادعا.نمایش .اسم وشهرت داریم ................ غیر از رسم شهدا ؟!؟!؟!؟!؟!؟

کمی به فکر وراه و رسم شهدا باشیم!!!!!!! 





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مردان اسمانی (*شهدا دعا داشتند ، ادعا نداشتند* *نیایش داشتند ، نمایش نداشتند* *حیا داشتند ، ریا نداشتند* *رسم داشتند ، اسم نداشتند* ،
آخرین ویرایش: شنبه 23 فروردین 1393 01:05 ب.ظ

مطلبی ناب در مورد رزق از زبان آیت الله مجتهدی.

شنبه 23 فروردین 1393 12:47 ب.ظ

نویسنده : برجمال محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
ارسال شده در: مذ هبی ،

مطلبی ناب در مورد رزق از زبان آیت الله مجتهدی.

دکتر ساعت 10 وارد مطب می شود:

ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گه:

« به این چلوکباب بدهید با کره،  به تخت کناری غذا ندید، به اون سوپ بدید، به این شیر بدید،

به اون کته ی بی نمک بدید، به این آش بدید، دیگری نان و کباب. »

مریض ها همه یک جور به دکتر نگاه می کنند !!!

حتی به کسی هم می گه غذا ندید...

اون(مریض) می فهمه که امروز عمل جراحی داره و نباید غذا بخوره.

چون می فهمه و می شناسه که دکتر خیرش را می خواد، اعتراضی نمی کنه.

حالا اگر بلند شه و بگه که چرا به آن مریض چلوکباب بدن و به من ندن، دکتر می فهمد که این شخص روانیه !!!

ما هم اگر به خدا بگیم خدایا چرا به فلانی خانه ی دو هزار متری دادی و به من ندادی،
ما هم روانی هستیم.

ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم.
باید بفهمیم همانطور که مریض می فهمه و به دکتر اعتراض نمی کنه،
ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هر چه به ما می ده راضی باشیم.

 





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مطلبی ناب در مورد رزق از زبان آیت الله مجتهدی. ،
آخرین ویرایش: شنبه 23 فروردین 1393 12:49 ب.ظ

چهار تا پسر م رو دادم که اشکتو نبینم ...... آقا . صحبت های مادر شهید در دیدارحضرت امام خمینی باخانواده معظم شهدا

شنبه 23 فروردین 1393 12:44 ب.ظ

نویسنده : برجمال محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
ارسال شده در: اجتماعی مذهبی و............. ، سبكبالان ، دل نوشته ها ، عشقستان ،

http://upload7.ir/imgs/2014-04/26160304702084408614.jpeg





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: چهار تا پسر م رو دادم که اشکتو نبینم ...... آقا . صحبت های مادر شهید در دیدارحضرت امام خمینی باخانواده معظم شهدا ،
آخرین ویرایش: شنبه 23 فروردین 1393 12:51 ب.ظ

مطالب ناب

شنبه 23 فروردین 1393 12:39 ب.ظ

نویسنده : برجمال محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
ارسال شده در: عشقستان ، دل نوشته ها ،

.::اللًّهُـ‗‗ـمَ صَّـ‗‗ـلِ عَـ‗‗ـلَى مُحَمَّـ‌‗‗ـدوَ آلِ مُحَمَّـ‗‗َـدوعَجِّـ‗‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗‗ـم::.


"سربندهایمــان" را می بندیــــم ..

از "سیم خاردار ِ " نـَفس ، با "سلاح ِ" ایمـــــــان گـــــــــذر میکنیم..

با استشمام از عــطر ِ "سبزه های" روئیــــــــده در کنار ِ "سنگرهای" خاکیمـــان ،

بر روی "سجــاده ی" عشــــق ، به قامـت ِ بی "ســر ِ " شهیــــدان ،

اقتـــدا میکنیـــــــــــم..

ایـــــــــــن است ، هفت سین ِ عــــــاشقان ِ شهــــــــــادت ..


الهـ‗‗ـی !

.:: حـَ‗‗ـوِّل حالـَ‗‗ـنا اِلـ‗‗ـی اَحسَـ‌‗‗ـن الحـ‗‗ـال ، بحـَ‗‗ـق شُـ‗‗ـهدا "آمین" ::.






دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مطالب ناب ،
آخرین ویرایش: شنبه 23 فروردین 1393 12:44 ب.ظ

نوروز رزمندگان

چهارشنبه 21 اسفند 1392 12:51 ب.ظ

نویسنده : برجمال محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
ارسال شده در: 8 سال دفاع مقدس ، مراسمات ویادبودها ، سبكبالان ، دل نوشته ها ، یاران همسنگر ،

نوروز رزمندگان

شب عید و فرار از اسارت

تدابیر امنیتی شدیدی که دشمن در اردوگاه‌ها و اطراف آن به عمل آورده بود امکان فرار را به حداقل می‌رساند و با آن تفتیش‌های فراوان و بازرسی کف آسایشگاه‌ها و کناره‌های دیوار، برای آنکه مبادا در آنجا نقب و تونلی زده باشد ؛فرار را نامیسر می‌کرد. با این همه سختگیری تعدادی از برادران توانستند از آن قفس‌های خوفناک بگریزند. یکی از فرارها در اردوگاه موصل یک اتفاق افتاد. دو نفر از بچه‌ها در سال 61 طرح فرار را ریختند و با همکاری یکی از سربازان عراقی که بلدچی آنها شده بود توانستند فرار کنند آنها موعد فرار را برای شب عید نوروز گذاشتند. اولین روز عید عراقی‌ها صبح و ظهر آمار نمی‌گرفتند.

آنها شب لباس عربی پوشیدند و مخفیانه از طریق میله‌های بالای در آسایشگاه که شیشه‌اش را قبلاً شکسته بودند خارج شده و وارد حمام شدند. بین هردو اتاق یک حمام بود که پنجره کوچکی به سوی بیرون از اردوگاه داشت. آنها از طریق آن پنجره کوچک خارج شدند و همراه با یک سرباز عراقی فرار کردند. آنها 3 الی 4 روز در شهر موصل به سر بردند و بعد ا آن حدود 10 روز هم در راه بودند تا به ایران رسیدند.

آزاده حسن خنجری – اردوگاه موصل یک

منبع: مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان

***

ماهی شب عید

در یی از اردوگاههای عراقی، در ایام نوروز یکی از برادران از سنگ یک ماهی تراشیده و آن را درون ظرف آب انداخت و اسرا هم از این فکر او استقبال کردند. در همین حین یکی دیگر از بچه‌ها به سرعت به طرف حیاط دوید و پس از چند لحظه با در دست داشتن یک قورباغه‌ی کوچک وارد شد و آن را به جای ماهی در ظرف آب انداخت. حرکت قورباغه داخل آب به جای ماهی قرمز شب عید همه را به خنده واداشت.


منبع : مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان

***

عید نوروز در اسارت

مهمترین مناسبت، عید نوروز بود. آغاز بهار برای اسرا بسیار غم‌انگیز بود. این غم ناشی از خاطرات فراوانی بود که از این عید ملی داشتیم. از کودکی، از کفش و لباس نو، از ماهی قرمز، از تنگ بلور، از هفت‌سین و از صندوق چوبی مادربزرگ که به ما عیدی می‌داد. از بوسه‌های گرم مادر و دستان پدر. از دید و بازدید، لبخند فرزند، چهره‌ی شاد همسر و وزش نسیم بهاری بر گونه‌های خاک.

یادم می‌آید اولین عید اسارت برایم بسیار پراندوه گذشت. برای نخستین بار عید نوروز دور از خانواده بودم. دیگران هم حال مرا داشتند. سکوتی گلوگیر بر آسایشگاه حاکم شده بود. تحویل سال، نیمه شب بود، یکی شمعی روشن کرده بود و در جلوی خود گذاشته بود و به سوختنش می‌نگریست. دیگری در زیر پتو خود را به خواب زده بود، ولی از غلت خوردن دایمش معلوم بود که خواب نیست، بلکه عکس زن و فرزند خود را در دستان می‌فشارد. افکار گذشته در جلوی چشمانم جان می‌گرفتند. من به خانواده‌ام فکر می‌کردم، به مادرم، به پدرم، به خواهران و برادرهایم. نمی‌دانستم با این بمباران شهرها هنوز زنده‌اند یا نه، ولی یقین داشتم که به یاد من هستند. بغض گلویم را گرفته بود. یکی از دوستان داشت آرام برای خود آواز می‌خواند. چند دو بیتی را زمزمه می‌کرد. سکوت آسایشگاه باعث شد صدایش بلندتر شود. صدای گرم و خوبی داشت.

مسلمانان دلم یاد وطن کرد

نمی‌دانم وطن کی یاد من کرد

نمی‌دونم که زن بید یا که فرزند

خوشش باشه هرآنکه یاد من کرد

آرام بغضم شکست و بعد از شش ماه اسارت برای اولین بار، گریستم. لحظاتی بعد، کم‌کم سکوت شکست. غصه‌ها به نوعی وازدگی و بی‌اعتنایی مبدل شد و شوخی آغاز گردید. دوستی، هفت‌سین چید. از سنگ، سکه، سیگار، سیم (کابل)، سمون (نوعی نان عراقی)، درست یادم نیست دو تای دیگر چه بود. هرچه بود خنده‌دار بود و لبخند تلخی بر لبان بیننده می‌نهاد.

سالیان بعد که اسرا تجربه‌ی کافی اندوخته بودند در هنگام سال نو، قرآن و بعد فرازهایی از سخن امام (ره) قرائت می‌شد و اسرا آغاز سال جدید را به همدیگر تبریک می‌گفتند. در یکی دو آسایشگاه با هماهنگی عراقی ها نمایشگاه عکس برپا می‌شد. عکسهای بچه‌های اسرا که از ایران آمده بود. به دیدنش می‌ارزید. در حاشیه، چند کار تبلیغاتی هم صورت می‌گرفت.

در دیگر مناسبتها همچون روز ارتش، روز قدس، روز سپاه پاسداران، روز زن و هفته‌ی دفاع مقدس به همان منوال برنامه‌ها مهیا و اجرا می‌شد که در بالابردن روحیه‌ی اسرا نقش بسزایی داشت.

منبع : مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان

***

نوروز در جبهه

آغاز سال نو و جشن عد نوروز به همراه دید و بازدید ها، تبریک و تهنیت و عیدی دادن و عیدی گرفتنها کم و بیش در منطقه مثل شهر جریان داشت، منتها با همان رنگ و بوی منطقه ای. موقع تحویل سال، چنانچه قبل از عملیات، بعضی سفره هفت سین می انداختند که "سین های آن بسته به نوع دسته ای که بچه ها داشتند فرق می کرد. در تخریب که بیشتر با مین سر و کار داشتند، به نحوی بود و در زهی به نوع دیگر، و به همین ترتیب در سایر دسته ها. سلاحهایشان که به هم تکیه می دادند از قبیل سمینوف و سام هفت (نوعی موشک)، و وسایلش نظیر سمبه و سرنیزه و بقیه از آنچه از لوازم جنگی بود و حرف اول اسم آن ها سین (س) بود.

Iran-Love-2274-efc298




اگر نوروز و حلول سال نو بعد از عملیات بود، قضیه صورت دیگری داشت. عکس شهدای عملیات را سر سفره می چیدند، بر سر لوله تفنگها پرچم سرخ می زندند، وصیت نامه ها با نوار های پر شده دوستان در لحظات قبل از شهادت را سر سفره می گذاشتند، جای شهدا و مفقودالاثر ها را خالی می کردند. لحظه داخل شدن سال نو، بعضی که در خط اول بودند با شلیک گلوله ای به سمت دشمن ابراز احساسات می کردند سکه های دو ریالی و بیشتر که به دست امام (ره) متبرک شده بود و معمولا "حاجی بخشی" توزیع می کرد هم جای خود را داشت، همچنین آن چه از تبلیغات گردان می رسید، از قبیل پیام رئیس جمهور، نخست وزیر، اسکناسهای یکصد ریالی و مثل آن نوعی عیدی دادن هم بین خود بچه هامعمول بود، که بعضی خودشان طلب می کردند و نوعش را معین می کردند. چنانچه یکی از دیگری دست خطی به عیدی می خواست و چیز دیگری قبول نمی کرد و او بعد از مدتی عبارت " کتب علیکم القتال " را می نوشت و پاکتی تقدیمش می کرد، که تا سر حد شهادت نصب العین همرزمش قرار می گرفت. دید و بازدید از گردانهای همجوار و رفتن به سراغ فرماندهان و روبوسی با آنها از جمله سنتهای حسنه ای بود که در ایام سال نو به ندرت ترک می شد .

برگرفته از سایت صبح


   بهتره به یاد اون روزا ؛

           سال نو ؛

           به یاد رزمندگان هشت سال دفاع مقدّس ؛

          و شهـدایمان باشیم !






دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نوروز رزمندگان ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 اسفند 1392 01:12 ب.ظ

تصویر تمبر مقام شهید

چهارشنبه 21 اسفند 1392 12:29 ب.ظ

نویسنده : برجمال محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
عطر شهادت و یاد جان فشانی های شهیدان همواره تلنگری بر رفتار و گفتارمان در این دنیای فانی خواهد بود. 22 اسفند ماه روز بزرگداشت شهدا نامگذاری شده است.





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 اسفند 1392 12:39 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 45 1 2 3 4 5 6 7 ...