تبلیغات
یاران عاشق - آسیاب‌های آبی ینگجه
پشتیبان ولایت فقیه باشید تابه مملكت شماآسیبی نرسد.امام خمینی/ماباولایت زنده ایم.تازنده ایم رزمنده ایم

آسیاب‌های آبی ینگجه

دوشنبه 28 فروردین 1396 06:50 ب.ظ

نویسنده : برجمال محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
ارسال شده در: سابقون ، روستای زیبای ینگجه ،
آسیاب‌های آبی ینگجه

آب مایه زندگی است و رودخانه موهبتی است آسمانی. اگر امروز در مسیر رودخانه‌ها و خروجی سدها با نصب ژنراتور انرژی الکتریکی تولید می‌کنند، قدما نیز با نصب پرّه‌های چوبی شبیه چرخ دنده در مقابل آب پرفشار اقدام به تولید انرژی مکانیکی می‌کردند. آسیاب‌های آبی مصداق بارز تولید انرژی در زمان‌های قدیم هستند که البته راه‌اندازی این آسیاب‌ها فقط در مسیر رودخانه‌ها و جویبارهای پرآب ممکن بود. شهرها و روستاهای واقع در کویر فاقد آسیاب بودند و برای تبدیل گندم به آرد باید رنج سفر به جاهای دارای رودخانه را بر خود هموار می‌کردند.
اگر شوشتر را شهر سازه‌های آبی نامیده‌اند دلیلش قرار گرفتن در مسیر رود خروشان کارون است، کارون از کنار شوشتر می‌گذرد و اساساً دلیل انتقال شاخه‌ای از کارون به داخل شهر توسط هخامنشیان که به رودخانه دست کند "گرگر" معروف است؛ استفاده از مواهب آب است که از آن جمله است: ایجاد سازه‌های آبی در مسیر رودخانه.
ینگجه ما نیز به لطف قرار گرفتن در مسیر رودخانه – که البته از آن‌جا که تمدن‌ها در کنار رودخانه‌ها شکل گرفته‌اند و اگر این رودخانه نبود شاید ینگجه‌ای هم نبود- دارای آسیاب‌های آبی بسیاری بود.
هر آسیاب آبی از یک ناو برخوردار بود که در قسمت بالایی آسیاب تعبیه می‌شد. ناو یک چاه گرد به شعاع حدود ۸۰ تا ۱۰۰ سانتی‌متر بود که ۴ تا ۵ متر عمق داشت. ناو را اغلب از چیدن حلقه‌های سنگی بر روی هم به این عمق می‌رساندند. حلقه‌هایی که از تراشیدن سنگ‌های عظیم پوکه معدنی منطقه "مایا سنگ له" به شکل لوله‌هایی با شعاع یاد شده ایجاد می‌کردند. گاهی نیز با تراش صخره، ناوی با دیواره سنگی حفر می‌کردند که چنان‌که در پی خواهد آمد ناو یکی از آسیاب‌های ینگجه از این‌گونه بود.
آب رودخانه وارد ناو می‌شد و پس از متراکم شدن، در خروجی ناو با فشاری مضاعف به پره‌های چوبی چرخ دنده گونه آسیاب برخورد می‌کرد و باعث چرخش چرخ دنده می‌شد و پس از آن از دهلیز آسیاب خارج می‌شد و راه خود را در مسیر جویبار در پیش می‌گرفت و پس از عبور از آسیاب و آسیاب‌های دیگر به باغ‌ها و مزارع می‌رسید. چرخ دنده چوبی آسیاب توسط میله چوبی محکمی به چرخی سنگی متصل بود که باعث چرخش آن برروی سنگ زیرین که ثابت بود می‌شد و بدین ترتیب گندم یا جوی که طی فرایندی دیگر از مخزن به لای دو سنگ رسیده بود در آن‌جا خرد شده و به آرد تبدیل می‌شد. این سنگ‌ها که ریشه آتشفشانی داشتند و به علّت برخورداری از ترکیب اسیدی، بسیار سخت و محکم بودند در ینگجه یافت نمی‌شدند و از خارج از روستا خریداری و با مشقّت به روستا منتقل می‌شدند.
رودخانه پرآب ینگجه که نقش مادری  مهربان را برای روستا ایفا می‌کرد- و می‌کند- در مسیر خود پس از گذر از یک آسیاب به آسیاب دیگر، چرخ آسیاب‌های متعددی را می‌چرخاند.
فراوانی آسیاب در ینگجه که به آن "دگرمان" و بعدها "درمان" می‌گفتند باعث شده بود همه روزه سیل جمعّیت از روستاهای فاقد آسیاب به این روستا گسیل شوند. گفته می‌شود حتی ساکنین روستاهای نزدیک نیشابور و سبزوار نیز بار خود را برای تبدیل آن به آرد به ینگجه می‌آوردند. اکثر اوقات ساکنین روستاهای مشکان، سلطان‌آباد، رباط‌جَز و... چون به صورتی گروهی جهت تهیه آرد به ینگجه می‌آمدند و به علت کندی فرآیند تبدیل گندم یا جو به آرد ناگزیر به سکونت مدت‌دار می‌شدند، روزانه الاغ‌هایشان را در قالب گلّه‌های ۳۰ تا ۴۰ رأسی به چرا می‌بردند!
هیچ آسیابی متعلق به یک نفر نبود، ساختار مالکیت آسیاب‌ها به صورت سهامی و با معیار شبانه‌روز مثل قنات‌هایی چون سولان کاریز، قارا کاریز و کوه بخت (کیواخت) سنجیده می‌شد. هر آسیاب ۶ شبانه‌روز بود و البته در تعدادی از آسیاب‌ها سازندگان آسیاب که به آنها "اوستا" اطلاق می‌شد پس از به اتمام رساندن احداث آسیاب به عنوان کارمزد صاحب ۱ شبانه‌روز از آسیاب می‌شدند. بدین ترتیب برخی از آسیاب‌ها ۷ شبانه‌روزی بودند.
ممکن بود فردی رُبع (چهار یَک)، نصف، تمام و حتی ۲ شبانه‌روز از آسیابی را مالک باشد امّا هیچ‌گاه مالک ۶ یا ۷ شبانه‌روز یک آسیاب نبود.
اسامی تعدادی از آسیاب‌های آبی ینگجه که به ترتیب در مسیر رودخانه احداث شده بودند عبارتند از:




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: آسیاب‌های آبی ینگجه ،
آخرین ویرایش: جمعه 12 خرداد 1396 10:20 ق.ظ